ديدگاه احمد قابل درباره ازدواج موقت(قسمت آخر)
ظ) اساسا در شرايطي که جوانان بسياري از خانوادههاي فقير يا متوسط ضعيف، امکان يافتن کار و داشتن درآمد کافي براي تشکيل زندگي مشترک دائمي را پيدا نميکنند، راهکار ازدواج موقت ميتواند حداقل امکان رفع نيازهاي طبيعي جنسي را براي آنان فراهم آورد.
اين نگاه در شريعت محمدي (ص) را يکي از شاگردان معروف و دانشمند امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) يعني «هشام بن حکم» آشکارا بيان ميکند (و شايد متن بيان او، عين سخنان يکي از دو امام باشد).
در اين نقل، تصريح ميکند که؛ «اگر راهکارهاي رفع نياز جنسي براي فقير و غني وجود نميداشت، امکان جاري کردن حد زنا بر افراد متخلف فقير، وجود نميداشت.»(5)
حال بايد پرسيد؛ «آيا با وجود اعتراف همگان و حتي مسوولان اجتماعي به مسدود بودن راههاي رفع نياز جنسي براي جوانان امروز، ميتوان نسبت به خطاها و لغزشهاي جوانان سختگيري کرده و آنان را مجازات کرد؟!»
ميبينيم که «نظم اجتماعي» در احکام اسلامي کاملا لحاظ شده است و «کيفر روابط ناسالم جنسي» را در جايي که «راهکاري مشروع» براي آنان در نظر گرفته، تجويز کرده است. ولي مسلمانان «راه مشروع بهرهمندي را مسدود کردهاند» و از جوانان ميخواهند که «از روابط ناسالم پرهيز کنند و گرنه کيفر ميبينند». اين رويکرد برخلاف رويکرد شريعت محمدي (ص) است.
در اجراي توصيهها و احکام شرعي در يک موضوع، نبايد گزينشي عمل کرد، وگرنه از «نسخه شريعت» فاصله گرفته و «رفتارها و مطلوبات خود» را به نام شريعت، اجرا ميکنيم. ترديدي نيست که هيچکس ملزم به پذيرش مطلوبات نامشروع ما نيست. بينظميهاي موجود در «روابط انساني» و «بهرهمندي از حقوق جنسي» ناشي از نگاههاي خودخواهانه افراد به اين قضاياست.
اگر همه تصميم بگيرند که حقوق انساني و طبيعي ديگران را بهرسميت شناخته و در پي «محروم ساختن ديگران از حقوقشان» نباشند، نظم و آرامش رواني و اجتماعي جامعه به گونهاي تامين خواهد شد که کمترين خسارت و بيشترين منفعت را براي همه فراهم خواهد ساخت.
به هرحال صحنه اجتماع، صحنه تعارض حقوق افراد است و «مديريت صحيح» اقتضا ميکند که با کمترين محروميتها و خسارتها، از حداکثر حقوق افراد پاسداري شود. اين مطلب را بايد آويزه گوش جانمان کنيم که؛ «نميتوان اجتماعي زيست و هيچ بهايي براي آن نپرداخت. بايد از برخي حقوق فردي خود، به نفع برخي حقوق مهمتر خود يا ديگران، چشمپوشي کنيم تا همزيستي مسالمتآميز و آرام و دلنشيني را تجربه کنيم».
در برخي روايات نيز آمده است که؛ «هيچ نعمتي به دست نميآيد مگر آنکه نعمت ديگري از دست ميرود». (لن تنال نعمة الا بزوال اخري). ازدواج موقت که براي جوانان يک نعمت است، مطمئنا برخي نعمتهاي ديگر را از آنان خواهد گرفت. پس هرگاه در مقام معادله، اين نعمت اهميت بيشتري براي آنان يافت، معقول و منطقي است که برخي نعمتهاي کماهميتتر را ناديده بگيرند و اگر ساير نعمتها بااهميتتر از نعمت ازدواج موقت باشند، طبيعتا بايد اين موضوع را ناديده بگيرند.
اميدوارم روزي برسد که امکان ازدواج دائم، براي همه جوانان و نيازمندان به ازدواج، فراهم شود و زندگيها، پر از محبت و شادي و نشاط شود و بنيان خانواده محکم و استوارتر از پيش شود.
منبع