سفارش تبلیغ
صبا

امام باقر و امام صادق عليهما السلام: «هَلِ الدِّينُ إلَّا الْحُبُّ؛ آيا دين جز عشق است؟»(بحار الأنوار، ج66،ص237)
هركس كه تو را شناخت جان را چه كند / فرزند و عيال و خانمان را چه كند

عشق و عاشقي / عشق و محبت / حرف هاي عاشقانه  / عشق و محبت / مطالب اخلاقي  / مطالب عرفاني / تصوف و عرفان / عرفا و متصوفه

ديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كند

تازه‌ترین مطالب

مطالب آرشيو شده

مهم‌ترين لينك‌‌ها

اضطراب و بدخلقی و گناه آلودی، نتیجه دین گریزی(1)
دعوت به عبرت گیری خشونت ورزان از خلق رحمانی نبوی
واسطه گری در امر ازدواج به شیوه های مدرن
یک گفتگوی عاشقانه سیاسی
چاره اساسی عشق به جنس مخالف
عشق ورزی مرهم درد نگرانی و نومیدی
فلسفه برگزاری نماز به شکل رایج
بدعت عید الزهراء به مناسبت نهم ربیع الاول
شب قدر شب تقدیرات عاقلانه و عاشقانه
چه کار کنیم؟
چطوری حال کنیم؟
ابزار دوام عاشقی
چگونه عاشقی کنیم؟
کارنامه یکسال عاشقی
عشق در وبلاگ نویسی
[همه عناوین(116)][عناوین آرشیوشده]

عشق به خدا
عشق و اهل بیت
عشق و زن
عشق و اخلاق
عشق به اهل سنت
عشق به اهل کتاب
عشق به کافران
عشق به بدکاران
عشق به مخالفان
عشق و دین
عشق و تصوف
عشق و اندوه
عشق و دعا و نماز
عشق و آرامش و رضا
عشق و مرگ
عشق و دنیا
عشق و گناه
آواهای عاشقانه
نظریه ولایت فقیه،‏ اخلاقی یا غیر اخلاقی
اسلام و مدرنیته
کج اندیشی های دینی
لیست مطالب آرشیوه شده وبلاگ
ماهیت عشق

 

  مصیبت کج اندیشی دینی

 

در روزنامه اعتماد مطلبی به نقل از آیت الله دکتر مصطفی محقق داماد با عنوان «تقابل کژاندیشی و آزاده گی» آورده است که من مناسب دیدیم گزیده ای از آن را با کمی ویرایش در این پست بیاورم.
دین به طور کلی در طول تاریخ یک چاقوی دوبر است، اگر درست درک شود، آدمی را به اعلا علیین می رساند و اگر کج اندیشیده شود، نه تنها بی اثر نیست، بلکه آدمی را در سیر نزول به طور بسیار موثری کمک کرده و او را به اسفل سافلین می رساند. یعنی خطر دیندار کج اندیش از بی دین مطلق بسیار بیشتر است.
انسان بی دین گاهی از یک نوع خصلت های انسانی برخوردار است، رادمرد است، جوانمرد است؛ تمام شوالیه ها و لوطی ها، صفت های خوبی داشته اند که از آموزش دینی سرچشمه نمی گرفته است؛ ولی دینداری کج اندیشانه خطرش این است که تمام آن صفات در قالب دین درست جای خود را به عکس خود در پوشش دین بدهد.
عوامل کج اندیشی دینی چیست و چرا انسان دین را بد می فهمد؟ کج اندیشی علل مختلفی دارد؛ ولی علت عمده آن این است که مردم دین را به تعقل و تفهم انتخاب نکنند. ایمان دینی باید آگاهانه باشد، یعنی انتخاب دین با آزادی کامل و معرفت مبتنی بر تدبر عمیق. به دور از هرگونه سیطره یی حتی سیطره کاریزماتیک یا عشق.
قرآن می فرماید؛  «فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ * لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ (غاشیه، 21-22)؛ پس تذکر ده که تو تنها تذکردهنده یی؛ تو بر آنان سیطره نداری؛ یعنی نباید سیطره و الزام داشته باشی».
سیطره همیشه چوب و فلک نیست. اکراه در مباحث حقوقی یک معنایی دارد که واژه سیطره اعم از آن است. اکراه یعنی تهدید. کسی را با تهدید به امری وادار کنند که از ترس جانش کاری را بکند. اگر چیزی را بفروشد، غیرنافذ است و اگر حرامی را مرتکب شود، عقابی بر او نیست. اما سیطره حاوی مفهوم بسیار دقیقی است. سیطره از ریشه سطر است. تسطیر را به معنای تسلط ترجمه می کنند؛ ولی باز این کلمه دارای بار معنایی مخصوصی است. سیطره از «سطر» یعنی خط است. کسی که عقیده اش را بر دیگری تحمیل می کند، سیطره است. فکر را از او می گیرد و به او خط می دهد، گویی بر مغزش چیزی نقش می کند. بهترین معنا و ترجمه مقابل برای کلمه سیطره همان کلمه ای است که در فرنگی دیکته کردن قرار داده اند و دیکتاتور نیز از همین واژه اخذ شده است که فکر خودش را به دیگران دیکته می کند. شخصی که مطلبی را به دیگری دیکته می کند به این نحو است که مطالب خودش را سطر به سطر می گوید و او باید همان گونه که او می گوید، بنویسد.
در تفسیر «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ» (بقره، 256)، برخی از مفسرین گفته اند: منظور این است که نباید هیچ نوع اکراهی برای دین انجام گیرد؛ ولی نظر دیگر این است که مدلول این آیه شریفه بیان یک واقعیت است و به معنای آن است که دین یک امری است قلبی و اکراه در آن امکان ندارد، آدمی با آزادی کامل باید انتخاب کند. افزون آنکه دین انتخاب شده با آزادی کامل نقش تربیتی دارد و در غیر این صورت نه تنها موجب رشد نیست، چه بسا آفت عقب افتادگی است. دینی که تحت چنین شرایطی پذیرفته شده، عاملی است خطرناک یا بی فایده و پوچ. اینکه می بینیم دین که باید انسان را به یک فرد اخلاقی مبدل کند و جامعه دینی را یک جامعه انسانی بسازد، ولی چنین نیست، راز اصلی و علت عمده آن این است که دینداران معمولاً دین را با تحلیل و آزادانه انتخاب نکرده اند. بیشتر ما مسلمانان چنینیم که اگر در هلند متولد شده بودیم، یقیناً مسیحی بودیم، و اگر هند متولد شده بودیم هندو. این گونه دین های غیرمبتنی بر معرفت و درک صحیح موجب فلاح و رستگاری نخواهد بود.

کج اندیشی دینی در حادثه شهادت امام علی(ع)
مصائبی که خوارج برای دین پدید آوردند، شواهد گویایی برای کج اندیشی دینی است. خوارج مردمی بودند کاملاً معتقد ولی اعتقاداتی کاملاً کج، منحرف و ناصحیح. چنان معتقد بودند که اجازه باز اندیشی در عقاید خود به خویشتن نمی دادند. برای همان اعتقادات به راحتی آماده بودند جان بدهند همان طور که آماده بودند به آسانی جان هزاران مردم را بگیرند، خون بدهند و خون بریزند.
فاجعه شهادت و ماتم جانسوز شخصیتی مانند علی(ع) معلول به دست ابن ملجم انگیزه های دینی است و بس. او می داند دستگیر خواهد شد و به جزای اعمالش خواهد رسید؛ ولی بدون تردید به قصد کشتن و کشته شدن دست به چنین کاری زده است. مطالعه زندگی ابن ملجم و سوابق او و گفت وگویی که در آخرین لحظات زندگی حضرت مولی با او کرده است به خوبی این حقیقت را نشان می دهد.
نقل است که ابن ملجم در گشودن مصر شرکت داشت. عمروبن عاص فرمانروای مصر وی را که از سواران و قاریان بود و قرائت قرآن را از معاذبن جبل آموخته بود، از مقربان و همراهان خود قرار داد. گفته اند هنگامی که عمروبن عاص از خلیفه عمر درباره مشکلات قرآن یاری خواست ، عمر طی نامه یی به وی فرمان داد که عبدالرحمان ابن ملجم را در کنار مسجد جای دهد تا او قرآن و فقه به مردم بیاموزد. عمرو خانه یی را در کنار خانه ابن عدیس به ابن ملجم اختصاص داد(لسان المیزان (ج 3، ص440).
اگر این دو روایت ابن حجر درست باشد، باید پذیرفت که ابن ملجم هنگام مرگ چندان جوان نبوده است. نیز روشن می شود که وی در قرائت قرآن و معارف دینی آن روزگار چندان مهارت داشت که خلیفه مسلمانان و عمروبن عاص او را رسماً به کار تعلیم قرآن گماردند (طبقات ابن سعد، ج3، ص 43).

کج اندیشی دینی در حادثه شهادت امام حسین(ع)
وقایع تاریخی این حقیقت را به خوبی به اثبات رسانید که واقعاً چنین است. همه دیدند که چگونه با حربه دین و جهاد مقدس و به امید رفتن به بهشت، ابن سعد در روز عاشورا فرمان حمله به اردوگاه سید الشهدا(ع) را با این جمله صادرکرد: «یا خیل الله ارکبی و بالجنة ابشری؛ ای لشگر خدا، سوار شوید و به سوی بهشت حرکت کنید».
در داستان کربلا چنان جنایاتی انجام گرفته که در دوران جاهلیت هم سابقه نداشته است. مردم در دوران جاهلیت به تربیت جاهلی دارای صفاتی بودند که آنان را گاهی از ارتکاب برخی اعمال باز می داشت. جوانمردی، وفای به عهد و امثال این گونه خصائل مبتنی بر فتوت در میان شان دیده می شد. جاهلیت- دوران قبل از اسلام- قابل مطالعه است. مطالعه آن دوران می تواند نقش تربیتی خوبی داشته باشد. به گفته ایزوتسو ژاپنی جاهلیت مقابل عالمیت نیست، مقابل عاقلیت است. دورانی است که انسان ها در فضایی خاص با فرهنگی خاص زندگی می کنند. جامعه نسبتاً آزادی است، هرکس هرکاری می خواهد، می تواند بکند و هیچ چیز جلوی او را نمی گیرد. در چنین جامعه یی برخی افراد هر چند بسیار قلیل با مراجعه به عقل و هدایت عقلانی به یکسری از ارزش ها پایبند می شوند که نشانه رقاء فکری آنان است؛ ولی این دسته افراد بسیار اندک اند. البته آفات چنین جامعه یی این است که همین صفات ناخود آگاه مورد اطاعت هوا و هوس قرار می گیرد. مثل حمیت که در یک جهت ممکن است بسیار خوب باشد؛ ولی خطرش این است که گاهی به صفتی بسیار زشت و خطرناک تبدیل می شود. این جامعه را مقایسه کنید با جامعه دینی پس از بعثت پیامبر (ص).
دین نعمت بسیار بزرگی است و شاید نعمتی برای بشر بزرگ تر از نعمت دین نباشد؛ ولی می تواند این باران رحمت تبدیل به مایه عذاب شود. و به قول سعدی؛
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست/ در باغ لاله روید و در شوره زار خس.
در جامعه جاهلی همه صفات زشت بد بود هر چند مرتکب می شدند؛ ولی در جامعه دینی خطر این است که دین ابزار توجیه همه زشتی ها شود، که پس از پیامبر شد. تمام دروغ ها به نام دین جایز بلکه واجب شود. تمام جنایت ها، قتل ها، خیانت ها، حتی اشاعه فحشا جایز بلکه واجب شود. در این صورت هر جنایتکاری بدون ناراحتی وجدان جنایت می کند. این بار با اعتقاد و ایمان ولی ایمان به طاغوت یعنی شیطان تمام کارهای او را توجیه می کند.
شریعت نبوی در جامعه یی که دین به نحو صحیح درک نشود، می تواند وسیله ایجاد فاجعه عظیمی شود.
ساده انگاری بیندیشم که جانیانی که به کربلا برای قتل سیدالشهدا(ع) آمده بودند، برای رسیدن به پول یا همه برای مقام بوده است. شواهد تاریخی به وضوح گویای آن است که انگیزه قوی که موثر ترین نقش را در بسیج علیه آن بزرگوار داشت، حربه های دینی بوده است. نباید از فتوای قضاتی مانند شریح غافل بود که به نظر می رسد با توجه به اینکه وی قاضی کوفه است افراد زیادی از قاتلان کربلا کوفی بوده اند یا لااقل در بی وفایی آنان مؤثر بوده است.
علامه حلی کتابی دارد به نام «الفین» که از آثار کلامی مهم ایشان است. در کتاب الفین علامه حلی متن فتوای شریح، قاضی رسمی کوفه را به شرح زیر آورده است:
ان حسین بن علی بن ابی طالب لقد شق عصا المسلمین و خالف امیر المؤمنین و خرج عن الدین. ثبت عندی و حقق عندی. قضیت و حکمت بدفعه و قتله حفظاً لشریعة سید المرسلین( الفین، ص1004)؛ به یقین حسین بن علی بن ابی طالب موجب تفرقه در اجتماع مسلمانان شده و با امیر مؤمنان (یزید) مخالفت کرده و از دین جدش خارج گشته است. این امر نزد من ثابت و محقق شده است. من به مبارزه با او و کشتن او حکم می کنم و رای می دهم به خاطر حفظ شریعت سید رسولان».


 
   نويسنده:   قلبی خواهان عشق

نظرهاي شما ( )

 (پنج شنبه 88 دی 3 ساعت 11:44 صبح)

 

  سوء استفاده جناحی از شخصیت های تاریخی

 

آقای رسول جعفریان در سایت آینده مطلب وزینی را در زمینه سوء استفاده های جناحی که این روزها از شخصیت های تاریخی می شود، آورده است. من مناسب دیدم آن را در وبلاگ خودم هم بیاورم. پیش تر هم مطلبی در این زمینه آورده بودم.  سوء استفاده از شخصیت های تاریخی
این روزها فکر می کنم تاریخ به چه کار می آید؟ ما بنا داریم با تاریخ چه چیزی را ثابت کنیم و چه چیزی را نفی کنیم؟‌ از تاریخ که گفته اند عبرت آموز است و قرآن هم بر این نکته صحه گذاشته، چه انتظار داریم؟ آیا برای این کار چهارچوبهای علمی و اخلاقی را رعایت می کنیم یا این علم را هم در دست اندازهای سیاسی، به صورت یک ابزار در جهت اهداف سیاسی خود بکار می گیریم؟
در یادداشتی که مدتی پیش نوشتم در باره تطبیق مصادیق در کارهای تاریخی یا به عبارتی استنادهای سیاسی به تاریخ در این روزگار توضیحاتی دادم. این که فلانی عمار یاسر است، آن دیگری مالک اشتر، و مخالفان هم عثمان و معاویه و طلحه و زبیر. عرض کردم که این تطبیق ها کار آسانی نیست و حقانیت آن به این نیست که آن را در بلندگو، صدا و سیما، روزنامه ها یا سایت های فیلتر نشده بتوان گفت. اکنون می خواهم نکته دیگری را بیان کنم و باز هم از دشواری و مصیبتی که این روزها بر سر تاریخ می آوریم، یاد کنم.
شرح مطلب آن که هنگامی که به بررسی تاریخی زندگی آدمها می پردازیم و یک عمر پنجاه یا هفتاد ساله را مورد ارزیابی قرار می دهیم، به نمونه های مختلفی از رفتارها و گفتارها می رسیم که هر کدام آنها مربوط به زمانی و برهه‌ای و پس از رخداد واقعه‌ای است. اگر این آدمهای مورد بحث ما در چند دوره متناقض زندگی کرده باشند، مثلا دوره ای که یکسر آن پیش از مشروطه، بخشی داخل مشروطه، بخشی بعد از مشروطه تا رضاخان و بخشی در دوره رضاخان و حتی تا رویدادهای سالهای 1330 – 1332 باشد، در آن صورت با این رفتارهای متناقضی که از این افراد ظاهر شده چه خواهیم کرد.
راه دور نرویم. شاعری که هم در نفی حجاب شعر گفته، هم در ستایش محمدرضا شاه و هم در ستایش انقلاب و حتی امام خمینی، تکلیف ما با او چیست؟ آیا هر وقت دلمان خواست، می توانیم برای زمین زدن یا بلند کردن این شاعر، به یکی از اشعار او استناد کنیم و از دیگری یاد نکنیم؟
البته آدم هایی که از اول عمر تا به آخر منزوی هستند، یا کارگری معمولی یا کارمندی ساده یا استادی بی سرو صدا هستند، نه این که جزو تاریخ نیستند، اما به هر حال، به دلیل آن که در رویدادهایی که به اصطلاح تاریخی است جای ندارند، مشکلی با آنچه گذشت ندارند. آنها تاریخ را مطالعه می کنند اما زندگی خود آنها زیر ذره بین تفاوت رفتاری و گفتاری در ادوار مختلف قرار نمی گیرد. خودشان هم اغلب فکر می کنند، همیشه همین طور بوده اند که الان هستند.
ممکن است به سادگی گفته شود که مورخ باید هر فعل و قول این افراد را در جایگاه تاریخی خاصی که دارد ارزیابی کند و آنها را در هم نیامیزد. این حرف، درست است اما آیا کاملا راهگشاست و می تواند معضل ما را در بهره گیری از تاریخ در همه موارد متناقض حل کند؟
نکته دیگر این است که تناقض رفتاری و گفتاری چنین نیست که فقط طولی باشد بلکه ممکن است عرضی باشد. یعنی آدمی در یک زمان، برخی از رفتارهایش در معیارهای خوبی و بدی و ارزشی دیگران، درست و برخی دیگر بد باشد. مثلا تصور بفرمایید کدخدایی هر روز صبح زیارت عاشورا می خواند اما بعد که سرکار می آید، رعیت را آزار می دهد. این کار یک عمر به طول می انجامد. در این صورت به سادگی نمی توان گفت که رفتارها را باید در ظرف زمانی خود سنجید.
تازه شناخت ظرف زمانی برای اشخاص مگر کار ساده ای است؟ مثلا ما می توانیم فضای سالهای پس از مشروطه را با آنچه در دوره رضاخان بوده و آنچه پس از آن پدید آمده، به درستی بشناسیم؟ ممکن است کلیات را بشناسیم اما جزئیات که هر کدام می تواند تعیین کننده بسیاری از مسائل باشد، برای ما چندان قابل دسترسی نیست. گاهی یک رفتار از یک روز تا روز دیگر یا حتی ساعتی تا ساعت دیگر، رسیدن خبری تا نرسیدن آن، شرایطی متفاوت دارد و رفتاری متفاوت را می طلبد. آیا این جزئیات همیشه روشن است؟
دیگر آن که تناقض رفتاری و گفتاری بسته به آن چه در باره آنها روایت شده هم دارد. مثلا ممکن است کسی در مقام شوخی یا در محفل خصوصی حرفی زده باشد و کسی آن را یادداشت کرده باشد و سی سال بعد به عنوان دیدگاه او بیان کند. از این قبیل اشکالات جزیی در این زمینه فراوان است. یکی دیگر هم همین است که تازه صریح حرفی را تاویل کرده و به جوری دیگری وانمود می کنیم و آن را وسیله ای برای تخریب یا تمجید قرار می دهیم.
به این هم توجه داشته باشیم، رفتاری که در یک دوره عادی است، در دوره ای دیگر غیر عادی بلکه شبیه به حرام است. مثلا اگر در شرح حال کسی بخوانیم که شبها ظرفی بالای سرش می گذاشت و در نیمه شب که از خواب بر می خواست در آن بول می کرد، ممکن است امروزه این رفتار را غیرعادی و ناجور تلقی کنیم. در عالم رخدادها، فراوان از این موارد وجود دارد.
از همه اینها می گذریم و به همان نکته اول بسنده می کنیم که آدمها در طول زندگی هفتاد ساله یا پنجاه ساله، رفتارهای متفاوتی دارند که هر کدام توجیه خود را دارد. چنان که برخی از رفتارهایشان اصلا توجیه ندارد. این قاعده کلی برای همه آدمهایی است که در رویدادهای مهم اجتماعی و سیاسی و فرهنگی درگیر هستند.
اگر قرار باشد، کسی برای خراب کردن کسی اقدام کند، می تواند به هر کدام اینها تمسک کرده و از دیگری غفلت کند. مثلا کسی را تصور بفرمایید که زمانی گفته بود فلان شخص سواد کافی برای رسیدن به فلان موقعیت را ندارد اما الان او را دارای مقام فوق العاده‌ای می داند، اگر بخواهیم او را ارزیابی کنیم، کدام رفتار یا گفتارش را باید محک و معیار قرار دهیم؟ آن روز که به دلیل اختلاف نظر، او را کم سواد می دانسته، یا اکنون که همه هزینه های او را تأمین می کند و نظرش این چنین تغییر کرده است؟
بالاخره باید گفت در زندگی هر کسی چند نقطه سیاه وجود دارد که اگر آن را بزرگ کنیم تمام زندگی او را  می پوشاند. چند سیئه را می توان چنان بزرگ کرد که همه حسنات دیگری را هم محو کند. قلم در نگارش تاریخ، این هنر را دارد و این کار را با تمام توان انجام می دهد. روشهای روزنامه نویسی هم این مورد را تجربه می کند و وقتی سیاست بازی سایه بر تاریخ نویسی بیندازد و هدف کوبیدن و خرد کردن یا به آسمان بردن کسی باشد، این کار به راحتی انجام می گیرد.
این که مثلا، وقتی می خواهیم کسی را بزرگ کنیم، یا او را ابزاری برای محکوم کردن دیگران قرار دهیم و طبعا بزرگ کنیم، به کارهایی از او استناد کنیم و آنها را استوار شناسیم که در محکومیت فرد محکوم از نظر ماست، اما اگر اراده ما تعلق گرفت که خود او را بزنیم، به برخی از گفتارها و رفتارهای دیگر او استدلال کنیم این کاری است که روزانه انجام می شود.
بدتر از همه در این موارد آن است که افرادی که با تاریخ سروکار چندانی ندارند، و فقط هدفشان زدن دیگران یا ستایشهای عجیب و غریب است، از این قبیل نمونه ها بهره های وافر می برند بدون آن که حتی چهارچوب های کلی را در نقد و بررسی این موارد تاریخی رعایت کنند. سیاست بازان روزگار ما فراوان از این موارد دارند.
امروز استناد به تاریخ در کشور ما، یکی از بدترین ادوار خود را می گذراند. این رفتار به حدی زشت و افراطی و خرد کننده و شکننده برای این دانش است که انسان تصور می کند بیشترین رفتار ابزاری با تاریخ بدون آن که در چهارچوبی تعریف شده یا حتی چهارچوب های اخلاقی معمولی باشد، در دوره ما صورت می گیرد.


 
   نويسنده:   قلبی خواهان عشق

نظرهاي شما ( )

 (شنبه 88 آذر 28 ساعت 10:50 عصر)

 

   1   2      >

صفحه اول | ایمیل |   RSS  

 

نمایش تصویر در وضیعت عادی

 

اینجا سرای قلبی خواهان عشق الهی است. او می‏خواهد به گرد خانه عشق الهی طواف کند. از گناه و ستیزه‏جویی بپرهیزد و عطر محبت و مدارا و وحدت و اخلاص بیافشاند:‏ «فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ»(بقره،197). هدف او این است که خود و خلق خدا را به عشق الهی سوق دهد؛ چرا که دین چیزی جز عشق الهی نیست: «هَلِ الدِّینُ إلَّا الْحُبُّ؛ آیا دین جز عشق الهی است؟». تمام اعمالی که ما انجام می‏دهیم برای نیل به قرب و وصال الهی است. به پیامبر اسلام‏(ص) نیز فرمان داده شده است که مزدی جز این را از خلق بر رسالتش نخواهد: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى»(شوری،23). او می‏کوشد، به دین با عینک محبت، مدارا، اخلاق، عرفان و وحدت شیعه و سنی بنگرد و از همه آموزه‏های دینی تفسیری عاشقانه و عارفانه به دست بدهد. عشق و عرفانی که آبشخوری جز آیات و روایات ندارد. ان شاء الله

 

شمار بازدیدها

امروز: 87 بازدید
دیروز:
149 بازدید
کل بازدیدها:
532737 بازدید

 

معرفی

 

دسته بندی مطالب

 
لینک های پاسخگو به پرسش های دینی
بانک پرسش و پاسخ واحد پاسخ به سئوالات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی | بانک پرسش و پاسخ دانشجویی نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها  |  بانک پرسش و پاسخ مرکز مطالعات و پژوهشهای حوزه |  پایگاه پرسمان قرآنی | ستاد پاسخگویی به مسائل مستحدثه دینی | بانک پرسش و پاسخ موسسه تحقیقاتی ولی عصر عج | بایگانی پاسخ های مرکز تحقیقات علوم اسلامی پایگاه حوزه نت | بانک پرسش مؤسسه در راه حق | بانک پرسش و پاسخ موسسه تحقیقاتی ولی عصر عج | بانک پرسش و پاسخ ستاد اقامه نماز | بانک پرسش و پاسخ ارتباط شیعی | بانک پرسش و پاسخ مرکز پژوهشهای اعتقادی  به زبان عربی | بانک پرسش مرکز اطلاع رسانی امام مهدی عج الله تعالی فرجه  | بانک پرسش مرکز تخصصی امامت و مهدویت  |  بانک پرسش ها و پاسخ های قرآنی پایگاه موج نور
 
لینک های وبلاگ ها

کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد !
فرزانگان امیدوار
جمله های طلایی و مطالب گوناگون
خدمات فرهنگی و کامپیوتری قائم رایانه
پرسه زن بیتوته های خیال
فصل انتظار
پژواک
مهاجر
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی
((( لــبــخــنــد قـــلـــم (((
ستاره
*پرواز روح*
حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد
همه برای یکی یکی برای همه
هیات محبان بقیةالله عجل الله تعالی (شهرک آب ساری)
بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد.
یاران در حریم یار
لحظه های آبی
دست خط ...
(( همیشه با تو ))
عاشق آسمونی
دانشگاه آزاد الیگودرز
هو اللطیف
منتظر ظهور
آخرالزمان و منتظران ظهور
جاده خاطره ها
اگه باحالی بیاتو
مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
اعتقادات و باورهای دینی
زمینیان آسما نی
مدهامتان: علوم و معارف قرآن و حدیث
پرورش شتر مرغ
پرسپولیس زلزله
عشق الهی
نهان خانه ی دل
دختری در راه آفتاب
پرواز تا یکی شدن
ما صاحبی داریم
.: شهر عشق :.
سکوت سبز
عشق یار
پرنسس زیبایی
رنگارنگه
قصه بچه بسیجی
بی عشق!!!
عاشقان
کلبه تنهایی
گنجینه
دخترک
سین جیم های اخلاقی
رمز موفقیت
دنیای من پر از عکس و حرف نگفته
روانشناسی آیناز
عکس سرا- فقط عکس
گل نرگس...مهدی فاطمه
جلوه او
فقط خدا را عشقه
فقط عشقو لانه ها وارید شوند
واژه های انتظار
منطقه آزاد
بندیر
هه هه هه.....
.:: رایحه ::.
اخرین سکانس -مجموعه شعرهای من-
اهل همین نزدیکیا ...
یادداشتهای فانوس
دوست یابی نرم افزار دوست یابی ویژگی های یک دوست
یادداشتهای من
نمازخانه بوستان بهاره
دست نیاز ....
یک
دریـــچـــه
همسخن
فضول نامه
روستای زیارتی وسیاحتی آبینه(آبنیه)باخرز
سایه سیاه
دلداده
ایحسب الانسان ان یترک سدی
رازهای موفقیت زندگی
یاد ارباب حسین علیه السلام
خندون
تازه ترین ها
رند
لنگه کفش
شب و تنهایی عشق
عاشقانه می گویم
طوفان زده دشت جنون
آسمانی
کسب درآمد اینترنتی
کسب درآمد اینترنتی
بانو
وبلاگ تخصصی فیزیک
برادران شهید هاشمی
پاک دیده
آدمک ها
فطرس
اسطوره عشق مادر
جاء الحق و زهق الباطل
نور
یا قائم آل محمد(ص)
پنجره چهارمی ها
اتاق ابی
بسیجی 57
آل یس
حرم دل
عشق در کائنات
اخبار و مطالب خواندنی
توشه آخرت
آقاشیر
قرآن درمانی
جزتو
شورعشق
Manna
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
پرسش مهر 8
ساحل نشین اشک
عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر)
مهر بر لب زده
عطش
پیمان دانلود
کبوتر نامه بر
یاران
جک ، اس ام اس و عکس در خنده سرا
اس ام اس جدید/ پـَـــ نَ پـَـ/ پیامک جدید
هم نفس
کلبه تنهایی
نفس
ثقلین
السلام علیک یا حبیبی یا رسول الله !
آدم و حوا
تریبون آزاد
گروه اینترنتی جرقه داتکو
شهید قنبر امانی
نه/ دی/ هشتاد و هشت
اسوه ها
وبلاگ هواداران نیوشا ضیغمی دختر آفتاب
لنده، سلیمان شهرویی
ماه ومهر
شبکه های کامپیوتری رجیستری ویروس نویسی
.: هواداران دو آتیشه ی استقلال :.
راه های و فواید و تاثیر و روحیه ... خدمتگذاری
یادداشتها و برداشتها
پایگاه اینترنتی دیتا
صفحه پزشکی عمومی
مکاشفه مسیح
ساحل آرامش
گلی از بهشت
کلبه حقیرانه من
پاتوق دخترها
بزرگترین لینک باکس
آ ینه
وبلاگ همه کاره
بهونه های بارونی
مثلث یک ضلعی
برنامه ریزی روستایی در ایران
کلان شهر
کان ذن ریو کاراته دو ایلخچی
هلو
اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
کیمیا
ایران من
اخراجیها
یاوران مهدی عج دهکده آگهی
سایت محمد رضا آقابیگی
نوری چایی_بیجار
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
سرباز سبز امام خامنه ای
هیئت
همه چیز از همه جا
حباب زندگی
ثانیه
تفاوت!
لپ تاپ
به دادم برس
هر چی تو بخوای
مهربانی
معراج ستاره ها
زمزمه تنها
ستاره خاموش
دوستان همدم
دست نوشته
نوستالوژی دل ....
خبر هفته
حرفهای آسمانی
صدای راوی
وحی منزل
حرفهای آسمانی
زمزمه لحظات زندگی
نفحات

حدیث عشق
جاوا کده
سکوت پرسروصدا
صبح مشتاقان
هادرباد شناسی (روستایی در شرق شهرستان بیرجند)
خفن نت
نگاهی دیگر
شب‏های مهتابی ـ شب های غمبار زینب(س)
انجمن علوم مهندسی پلیمر و شیمی ایران
لبیک شاه علقمه